یار ۱۴۰۳/۰۱/۰۸ ✍️ زهرا

دلم اون شبایی رو میخواد که تو نوجوونی با چشم گریون بهت پناه میاوردم و سجادم خیس اشک میشد... چقدر پاک بودم اون زمان چقدر بهت نزدیک بودم من، همه ی چیزای خوبی که دارم از همون دورانیه که از رگ گردن بهم نزدیک تر بودی و با تموم وجودم حسش میکردم... دلم میخواد بازم دلم بشکنه و فقط تو پناهم بشی، قربونت برم که خیلی دوسم داری با اینکه من بنده ی گناهکار توام... خودتو ازم نگیر

شکرت شکرت شکرت