۱۴۰۳/۰۷/۲۸ ✍️ زهرا

برای تربیت فرزند، اول باید خودتو تربیت کنی!

این جمله رو باید با طلا نوشت.

انسان باشیم. ۱۴۰۳/۰۷/۲۸ ✍️ زهرا

یه چیزی میخوام بگم با اینکه میدونم ممکنه فحش بخورم ولی دلم پره و باید بنویسمش! نمیخوام به همه تعمیم بدم ولی اکثریت آدمایی که ظاهرشون خیلی مذهبیه و همه جا دم از خدا و پیغمبر میزنن یه ریاکار درجه یکن! در واقع آب نمیبینن وگرنه شناگر ماهری‌ان 🙃

من خودمم مذهبی‌ام ولی لازم نمیدونم اینو تو چشم اینو اون فرو کنم.

آی پاراسی ۱۴۰۳/۰۷/۲۰ ✍️ زهرا

هیچ وقت حس اون لحظه ای که دکتر گفت جنین دختره رو فراموش نمیکنم همچنین چشای اشکی بابات وقتی بهش خبر دختر بودنتو دادم. ما به یکی از بزرگترین آرزوهامون رسیده بودیم. دخترم تو بهترین و قشنگترین نعمت خدا به من و بابایی، با تمام وجود عاشقتیم 🩷 روزت مبارک عشقم🩷

۱۴۰۳/۰۷/۱۴ ✍️ زهرا

Son ğunume kadar

Kalp durana kadar

🩷...Aşk mezara kadar

گریه کن، گریه قشنگه ۱۴۰۳/۰۷/۱۴ ✍️ زهرا

دیروز سرکار گریه‌م گرفت😐 متنفرم از اینکه جلوی آدما گریه کنم ولی چه کنم که گاهی انقد فشار روانی روی آدمه که خب آدم کم میاره. خداروشکر مسئولم آدم فهمیده ایه تا دید حالم خوب نیست گفت برو خونه. تازه تو اون هیر و ویر که من داشتم زر زر گریه میکردم یه نفر داشت منو از مسئولم خواستگاری میکرد😂🤦🏻‍♀️ خلاصه هفته ی سختی رو پشت سر گذاشتم و خدا بقیشو ختم بخیر کنه و صبر جمیل بهم بده. آمین

علم ۱۴۰۳/۰۷/۱۴ ✍️ زهرا

دنیای بدون عینک خیلی قشنگه ها. انگار قبلا به این وضوح نمیدیدم حتی با عینک! علم چقدر جذابه، واقعا خداروشکر که تو عصری داریم زندگی میکنیم که علم زندگی بخش و نجات دهنده ست.

چشم پزشکم خیلی جوون و کار درسته. میگن میخواد مهاجرت کنه🙃 دل آدم میگیره... حیف

🎼 ۱۴۰۳/۰۷/۱۳ ✍️ زهرا

یکی از بهترین حسای دنیا اینه که صبح چشاتو باز میکنی و تندی پامیشی بری سرکار ولی یادت میاد امروز جمعه ست.

خوشگلی دردسر داره ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ ✍️ زهرا

به شکل عجیبی دارم از حالت باربی طوری خارج میشم و خطر اضافه وزن تهدیدم میکنه. قبلا جزو اون دسته ی سعادتمندی بودم که هرچی بخورن چاق نمیشن ولی تازگیا دارم تپلی رو تجربه میکنم😁 فلذا مجبورم که رژیم بگیرم.

بغضناک ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ ✍️ زهرا

این روزها زندگیم خلاصه شده در یک جمله : یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی

اسیر شدم ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ✍️ زهرا

لعنت به لحظه ای که گوشیمو آپدیت کردم😒

تو خنده ی دوری در یاد ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ✍️ زهرا

چند روز پیش خیلی اتفاقی چنل یکی از وبلاگ نویسای قدیمیِ موردعلاقمو پیدا کردم(ماری جوانا) خیلی خوشحالم بابتش. منو یاد قدیما میندازه.

داشتم فکر میکردم یعنی ممکنه یه روز تو رو پیدا کنم؟ خیلی محال بنظر میرسه ولی خب من هنوز امیدوارم آجی.