ماه ۱۴۰۴/۰۸/۳۰ ✍️ زهرا


تو حکم واجب‌ الاجرایی و عشق جوخه‌ی اعدام است!

به دستِ آه بسوزانم

که شعله‌ور شدنم دود است...

کفن به سرفه بپوشانم

که سر به‌ سر بدنم دود است,

و نخ‌ به‌ نخ دهنم دود است, غمت غلیظ‌‌ ترین کام است...

:) ۱۴۰۴/۰۸/۲۹ ✍️ زهرا

Yatmış hamı, bir Allah oyaqdi

daha bir men ,

Məndən aşağ kimsə yox

💚... ondan da yuxarı

آذر ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ ✍️ زهرا

من بر خلاف نوشته هام خیلی خیلی خنده روام، میخندم به دنیا و بازی‌هاش٫ کی فردا رو دیده؟ (: خب. خب. ماهِ قشنگم داره از راه میرسه، فردا میخوام به مناسبت فرا رسیدن ماهِ تولدم ولخرجی کنم. فلذا خدایا شکرت جانیم منیم💙

قمیشی ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ ✍️ زهرا

خسته از خستگیای این دلِ وا مونده٫

خسته از تو که خیالت پیشِ من جا مونده ...

انس با قرآن ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ ✍️ زهرا

این ترم کلاس انس با قرآن دارم و هرجلسه مثل مدرسه قرائت قرآن داریم. خیلی حس خوبی داره 😁

سوادآموزی ۱۴۰۴/۰۸/۲۶ ✍️ زهرا

سرِ کلاسم. سرم بدجور درد میکنه و هرچی بیشتر به حرفای استاد گوش میکنم کمتر متوجه میشم. اصن یه وضعی 🥸🥴

قالب ۱۴۰۴/۰۸/۲۱ ✍️ زهرا

یکی از دوستان چندبار کامنت خصوصی دادن و در مورد قالبم پرسیدن٫ باید بگم این قالب ، هدیه‌ی دوست مهربونم فرزانه‌ست و خیلی خیلی برام با ارزش و عزیزه💙

شکر ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ ✍️ زهرا

خسته‌ام.هم روحی و هم جسمی ولی امید به آینده و خوشبینی، سرپا نگهم میداره. خیالپردازی رو دوست دارم، مخصوصا شبا، که هیچ صدایی نیست و سکوت همه جارو گرفته، فکر میکنم به همه ی چیزایی که دوسشون دارم.

خدا بزرگه ، بزرگتر از همه ی نگرانی‌ها...

🤷🏻‍♀️ ۱۴۰۴/۰۸/۱۸ ✍️ زهرا

عاشق و شیدای رژگونه‌ام. ای مهربان به خانه‌ام اگر آمدی رژگونه بخر. با تچکر

غر ۱۴۰۴/۰۸/۱۸ ✍️ زهرا

سرم خیلی شلوغه کار و زندگی از یه طرف، درس و مشقم بهش اضافه شده! فردا امتحانم دارم🥴 واقعا نمیدونم قبلا چجوری درس میخوندم🤦🏻‍♀️. دوتا مادرِ فوق پرخطرم دارم تو این هیر و ویر🥺 خدایا یاری کن خلاصه مغزم داره میترکه. قربونت برم٫ خب؟ غرامو زدم دیگه برم بخوابم.

اعتماد ۱۴۰۴/۰۸/۱۸ ✍️ زهرا

امون از بغضِ صدات آقای احمدوند 🙃

یه روز که حرف عشق وا شد ٫ دلت تنهای تنها شد ...

خواب ۱۴۰۴/۰۸/۱۶ ✍️ زهرا

دکتر ازم پرسید مشکلی در به خواب رفتن داری؟ گفتم نه آقای دکتر. بعد تو دلم گفتم مشکلِ من از خواب چطور بیرون اومدنه !!! اصلا چیزی شیرین تر از خوابم مگه داریم؟ نه والا🤷🏻‍♀️

با تو ۱۴۰۴/۰۸/۱۶ ✍️ زهرا

واسه ی منو تو ، اینجا ؛ اول و آخرِ دنیاست... داشتم فکر میکردم اگه اینجا رو نداشتم، چه میکردم؟ کجا حرفامو میزدم؟ چه خوب که باهات آشنا شدم بلاگفای نازنینم... باهات قد کشیدم، تو همه ی لحظه‌های تلخ و شیرینم بهت پناه آوردم، نوشتم و نوشتم و نوشتم. خیلی وقتا فقط تو خوندیشون و بلافاصله پاک کردم (: محرم اسرارم شدی نزدیکتر از هرچیزی به من... اون روزی که ازت دست بکشم، قطعا اون روز نمیاد... مگر مرگ منو ازت جدا کنه...

بی تو غیرِ قابلِ تحملم,

از خودم

به تو

پناه میبرم...

23:14 ۱۴۰۴/۰۸/۱۵ ✍️ زهرا

آرایش صورتمو نشستم و عذاب وجدان دارم. سر شب یه خبر خیلی بد شنیدم و یه مشکل واسه یکی از باردارا به وجود اومده٫ خدا خودش کمکشون کنه. پاشم صورتمو بشورم.

الله ۱۴۰۴/۰۸/۱۵ ✍️ زهرا

خدایا شکرت، هزاران هزار بار شکرت، بخاطر همه چی٫ دوستت دارم.

پناه ۱۴۰۴/۰۸/۱۳ ✍️ زهرا

چاوشی به قصدِ کشت میخونه:

حق بده بهم بریزم بی تو

اولین

تجربه‌ی

مردنمه!

روزگار ۱۴۰۴/۰۸/۰۷ ✍️ زهرا

اونی که بهت پیام میده: "زیر همه ی پستای غمگین لایکِ تو هست٫ غصه نخوریا من هستم پیشت، تا همیشه" این آدم، رفیق نیست٫ خونِ تو رگاست.

غروب ۱۴۰۴/۰۸/۰۶ ✍️ زهرا


من صبورم اما

آه٫

این بغضِ گران

صبر چه می‌داند چیست؟

Ya ۱۴۰۴/۰۸/۰۴ ✍️ زهرا

جا داره یه تشکرِ ویژه داشته باشم از حسِ شیشمم! چون که هیچ‌وقت بهم دروغ نگفت.

رشد ۱۴۰۴/۰۸/۰۱ ✍️ زهرا

دیروز سرِ کلاس، استاد مجبورمون میکرد حرف بزنیم. فکر میکنم برای رشد ، خیلی کمکم کنه. مدتیه کنکاش رفتار و گفتارِ آدمای دورمُ رها کردم. اینکه فلانی چی گفت چرا گفت چرا اونطوری کرد. هرکسی مشکلاتِ خودشو داره.لازم نیست هرچیزی رو به خودم بگیرم. آرومم میکنه اینکار.

آرومِ جونم ۱۴۰۴/۰۸/۰۱ ✍️ زهرا

کاش الان تو حرمت بودم. امسال یجور دیگه دلم هوایی شده، بطلب مارو هم آقا.. همش داره تو ذهنم پخش میشه من ایرانمُ تو عراقی، چه فراقی..چه فراقی 🥹 آخ که چه خوب میخونه، گریه تو صحنِ ساقیُ میخوام...

آروممون کن آقا... حالمون خوب نیست