دنیام سر جای خودش نیست ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ✍️ زهرا

عمو جون بعد از رفتنت، هر وقت برگشتم به شهری که اونجا برای آخرین بار دیدمت، به خیابونی که اومدی دنبالم و برام دست تکون دادی، یادت افتادم و اشکم در اومد و حالا چقدر پوست کلفت شدم، دلم برات تنگ شده و باور ندارم نیستی...خیلی دوستت دارم...