یادش بخیر... قبلنا واسه روز تولدت روزشماری میکردم و نزدیکش که میشد لحظه شماری. اینو تو خودم دارم میبینم که چقدر فرق کردم و عوض شدم.آخرین باری که صداتو شنیدمو یادم نمیاد ولی تو قلبم و ذهنم همیشه هستی و همیشه بهت فکر میکنم و عمیقا از ته قلبم دوست دارم...آدمیزاده دیگه؛ یه وقتایی خودتم نمیدونی چطور میشه که اینجوری میشه؛ زندگی خیلی عجیبه و میگذره. تولدت مبارک چش رنگی من؛ اینجارو نمیخونی ولی دلم خواست اینجا برات بنویسم به یاد قدیم 💙