حقیقتا خستهام ولی فکر میکنم بعداز برگشتن همکارم حالم بهتر بشه. امروزم کلا به پیگیری مادری که قصد سقط داره گذشت. حرفاش روح و روانمو خراش میداد ولی مجبور به تحمل بودم. فردا رو خدا بخیر کنه.
خیلی نوشتم و پاک کردم. نوشتم و در نهایت از خودم پرسیدم که چی؟! و دیلیت کردم.