بیا ۱۴۰۳/۰۵/۱۴ ✍️ زهرا

امروز دلمو زدم به دریا و ۶۵۰ کامنت تایید نشده ی یادگاری رو حذف کردم. دلم تنگ میشه ها ولی ذهنم آروم شد. چه فایده وقتی حتی یه کامنت از تو ندارم. چه حیف که به آرشیو قبلی وبم دسترسی ندارم تا کامنتای تو رو اونجا ببینم، چه حیف که عمرم داره میگذره و تو نیستی که همدمِ درد و دلام باشی. آخه میدونی؟ تو تنها کسی بودی که واست درد و دل میکردم آبجیِ قشنگم. اصلا واژه ی آبجی بعد از تو دیگه به هیچکس نمیاد. چطور ممکنه ده دوازده سال انقدر زود بگذره؟ چطور این همه مدت نبودی و تونستم تحمل کنم؟

دلم برات خیلی تنگ شده بی معرفت