روزام به شلوغترین حد ممکن داره میگذره و در عجبم که از بلاگفا دور افتادم🥺 داشتم امتحان شفاهی انس با قرآنمو به صورت مجازی برای استادم میخوندم یهو در اتاق شَتَرَق باز شد و دخترم وارد شد بعد همسر با هول و ولا اومد دنبالش بردش بیرون🥴هیچی خیلی مجلسی خندهم گرفت موقع قرائت😬 خیلی ضایع شد🤦🏻♀️